|
نیلو یکی یه دونه نیلوفر
| |||||||||||||
[ بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ نیلوفر ]
[ بیستم آذر 1390 ] [ 10:21 قبل از ظهر ] [ نیلوفر ]
باز می دوم راه می روم... در امتداد پرنده های پر زده بغض می کنم... با دیدن ستاره های شب زده گاه می دوم... در لابه لای درختان منتظر حس می کنم... سردی یک نگاه غم زده گاه می پرم... شاید یک دستی برای من پل شود گریه می کنم... شب از کنار اتاق من می گذرد پر می کشم... از روی گندم زار های آرزو دا می زنم... باید از این فاصله رها شه این تنم خسته نمی شوم... باید از تو این صدا را پر کنم رد می شوم... باید خودم را در اینجا پیدا کنم شک می کنم... تاریکی شب نور عجیبی، می دمد ناز می کنم... غره ی چشمی به در این خانه می زنم حس می کنم... که درون عمق حادثه منم صبر می کنم... ثانیه ها در کنار من گل کنن فکر می کنم... یک لحظه از کنار وجودم.... تو.... می گذری... باز می دوم... تند و بی رمق همچو رهگذری... نیلوفز
[ بیستم آذر 1390 ] [ 10:13 قبل از ظهر ] [ نیلوفر ]
سلام دوستای خوبم... این یک داستان که خودمک نوشتم، در رابطه با دفاع مقدس امیدوارم که خوشتون بیاد... ممنون مسابقه اي به ياد ماندني ادامه مطلب [ سیزدهم آذر 1390 ] [ 5:26 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
[ سیزدهم آذر 1390 ] [ 5:24 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
این سومین داستانیه که براتون می ذارم امروز چون خیلی وقته نبودم..... لذتشو ببرید......... بهم بگیدا باشه.................؟! مر۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ لباس تکراری ادامه مطلب [ سوم آذر 1390 ] [ 12:25 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
دوستای من....................... یه داستان دیگه براتون گذاشتم.... بخونید باشه؟؟؟؟؟؟ لجباز منم یا تو؟ خوب معلومه که تو! مگه نه؟!!!!
ادامه مطلب [ سوم آذر 1390 ] [ 12:23 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
د.ستان خوبم این یکی از داستان های خودمه که پاییز ۹۰ نوشتمش... امیدوارم که خوشتون بیاد... درخت روبروی اتاقم
ادامه مطلب [ سوم آذر 1390 ] [ 12:18 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
با سلام خدمت تمامی دوستان خوبم... یک مدتی نبودم... اما حالا هستم............ امیدوارم که از مطالب هام خوشتون بیاد ممنون [ سوم آذر 1390 ] [ 12:1 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
کریسمس مبارک
[ هفتم دی 1389 ] [ 1:34 بعد از ظهر ] [ نیلوفر ]
|
|||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||||||||||